![]() |
![]() |
|
| شعــر ، داسـتان ، عكـس ، خـاطــره و دلنـوشتـه های یـک دریــا |
|
اين صبح ، اين نسيم ، اين سفرهی مهيا شدهی سبز ، اين من و اين تو ، همه شاهدند که چگونه دست و دل به هم گره خوردند ، يکی شدند و يگانه . اول فقط يک دل دل بود . يک هوای نشستن و گفتن ، يک بوی دلتنگ و سرشار از خواستن ، يک هنوز با هم ساده . رفتيم و نشستيم ، خوانديم و گريستيم ، بعد يکصدا شديم ، همآواز و همبغض و همگريه ، همنفس برای باز تا هميشه با هم بودن ، برای يک قدمزدن رفيقانه ، برای يک سلام نگفته ، برای يک خلوت دل خاص ، برای يک دل سير گريه کردن ... باری ای عشق ، اکنون و اينجا ، هوای هميشهات را نمیخواهم ، نشانی خانهات کجاست؟!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 22:0 توسط دریـا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
نــدارد دفتــر دریــــا بـه جـز الفــاظ دریــائـــی
|
| پیوندهای روزانه |
|
Yazgul Persian 4 U موزيك آواي آزاد پارس پلانت استكهلم و استكهلميان احمد شاملو فروغ فرخزاد ترانه هاي ايراني ايرانيان آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|