![]() |
![]() |
|
| شعــر ، داسـتان ، عكـس ، خـاطــره و دلنـوشتـه های یـک دریــا |
![]() به دریا که خیره می شی ،
فکر می کنی این گستره ی آبی می تونه تو رو تا ته همه خیالهات ببره .
حتی وقتی از کنارش رد میشی و بوی خنکی ش بهت می رسه ،
می تونی نرمی ماسه ها رو زیر پات حس کنی ،
فرو رفتن و بالا اومدن و وسوسه دریا!
اینکه دوست داری توش پا بذاری و پیش بری ،
اونقدر که نقطه ای بشی در آبی بی نهایت ،
در لحظه ی همآغوشی آسمون و دریا .
میخوام به پرشکوه ترین نقطه ی آبی برسم ، جائی که دریا و آسمون یکی میشن ...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 21:10 توسط دریـا |
|
من از این دنیا چی میخوام ؟ دوتا صندلی چوبی که من و تو رو بشونه واسه ی گفتن خوبی ... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 21:10 توسط دریـا |
|
هر ثانیه که میگذرد چیزی از تو را با خود میبرد زمان غارتگر غریبی است همه چیز را بی اجازه میبرد و تنها یک چیز را همیشه فراموش میکند... حس "دوست داشتنِ" تو را... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 21:30 توسط دریـا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
نــدارد دفتــر دریــــا بـه جـز الفــاظ دریــائـــی
|
| پیوندهای روزانه |
|
سید علی صالحی Yazgul Persian 4 U موزيك آواي آزاد پارس پلانت استكهلم و استكهلميان احمد شاملو فروغ فرخزاد ترانه هاي ايراني آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|