تبليغاتX
دفتـرچـه ممنـــوع
شعــر ، داسـتان ، عكـس ، خـاطــره و دلنـوشتـه های یـک دریــا
وعده گاه 

تا کی باید گل بچینم بعد اونارو پرپر کنم؟

تا کی تو این بهتِ غریب این انتظارو سر کنم؟

بسه دیگه ، بسه دیگه ، به من بگو که وعده گاهمون کجاست؟

به من بگو کدوم غزل رمز صدای بی صداست؟

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 21:40  توسط دریـا | 
دیدار 

 اگر کسی دلتنگ دیگری باشد ،

آمدن و دیدنش ،

اندک لرزشی در نقطه ای از دل عاشقش می اندازد  ،

و اگر اهل ماندن باشد ،

نیاز به سفارش نیست ،

به همین سادگی ...

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 21:20  توسط دریـا | 

پروانه عاشق

برهنه به بستر بی کسی مردن ، تو از یادم نمی روی ،

خاموش به رساترین شیون آدمی ، تو از یادم نمی روی ،

گریبانی برای دریدن این بغض بی قرار ، تو از یادم نمی روی ،

سفری ساده از تمام دوستت دارم تنهائی ، تو از یادم نمی روی ،

سوزن ریز بی امان باران بر پیچک و ارغوان ، تو از یادم نمی روی ،

تو ، تو مگر با من چه کرده ای که از یادم نمی روی ؟

 دیر آمدی ، درست ،

پرستار پروانه و ارغوان بوده ای درست ،

مراقب خواناترین ترانه از هق هق گریه بوده ای درست ،

همراز غمگین ترین خاطرات دریـا بوده ای درست ،

اما از من و این اندوه پرسینه بی خبر چرا ؟

من ، اما از همان اول باران بیقرار می دانستم ،

دیدار دوباره ما میسر است ....!

 

سید علی صالحی

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 22:20  توسط دریـا |