تبليغاتX
دفتـرچـه ممنـــوع
شعــر ، داسـتان ، عكـس ، خـاطــره و دلنـوشتـه های یـک دریــا

جوانه عشق 

 

می خواهم تا آخر دنیا با تو باشم

و با تو در پائیزان ، کسادی عشق را رونقی بخشم

فرصتی یافته ام تا در شب شعر قلبت ، شعر نو تلاوت کنم

گاهی می شود پائیز بود ولی لهجه ای بهاری داشت

گاهی می شود به جای گفتن های مصنوعی ، سکوتی طبیعی داشت

تنها اگر تو بخواهی

تنها اگر فرصتی یابم

می خواهم تا خدا با تو باشم

می خواهم برای تمامی غصه هایت شانه باشم

اگر چه در زبان نمی آید ولیکن ، بهار را تا پایان

و پایان را تا آغاز با تو مرور خواهم کرد

برای غصه هایت تکیه گاه خواهم بود

و نه ترسی از باران

و نه ترسی از طوفان 

مرا باعث لرزش نمی شود

آری می خواهم برایت کسی باشم

برای همه لحظات با تو بودن

خود را بی رنگ بی رنگ کرده ام

و با لبخندی پاره و قلبی فرو خورده ، به گدائی نگاهت نشسته ام

آخر دیگر از این همه  نخواندنها و رفتنها و ماندنها خسته ام

باور کن می خواهم برایت کسی باشم

باور كن ..........

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 21:20  توسط دریـا | 

همدستی

تو را به جای همه کسانی که که نشناخته ام دوست می دارم .

تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم .

برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود ،

و برای خاطر نخستین گلها ،

 تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم .

تو را به جای همه کسانی که دوست نمی دارم دوست می دارم .

سپیده که سر بزند در این بیشه زار خزان زده ،

شاید دوباره گلی بروید شبیه آنچه در بهار بوئیدیم ،

پس به نام زندگی ،

هرگز مگو هرگز ... 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 21:30  توسط دریـا | 

 دریا

می ترسم برف تمام شود و من و تو آغاز نشویم ،

می ترسم بهار بدون پروانه و پرستو بیاید ،

می ترسم مشق هایم نیمه تمام بماند و فراموش کنم کتابم را از زیر باران بردارم ،

می ترسم نخستین شکوفه ها و نسیم زیبائی که از شمال می وزد ، مرا از تو غافل کند .

نمی خواهم بی تو عطر گلها را ببویم ، نمی خواهم بی تو نفس بکشم ، نمی خواهم بی تو شاعر باشم .

می ترسم برف تمام شود و هیچ اتفاقی نیفتد و هیچ کس قلبم را برایت معنا نکند و نقاشان ، قد کشیدن سرو ، عبور قایق و صیقل خوردن صدای بلبلان را نبینند .

می ترسم برف تمام شود و حرف های من نیمه تمام بماند و واژه هایم یخ بزنند و هرگز نتوانم بگویم : " تو را دوست دارم  " .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 21:30  توسط دریـا |