![]() |
![]() |
|
| شعــر ، داسـتان ، عكـس ، خـاطــره و دلنـوشتـه های یـک دریــا |
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 21:43 توسط دریـا |
|
ليلي زير درخت انار نشست . |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 23:20 توسط دریـا |
|
سلام ، ( بدجور هوس نوشتن كرده بودم . ميخواستم مثل قبل دوباره بنويسم و بنويسم و آسمون و ريسمون ببافم ولي ...... رفتم سراغ نامه های مریم . ازش کمک گرفتم . شد این که میخونی ) . سرسنگيني ، عيبي نداره . بهتر از اينه كه بشنوم غمگيني . به فرض كه دوستم نداري ( مطمئنم ) نه خودم نه نامه هام رو ( نه نوشته هام رو ) . راستي ممنون كه به شكل معجزه آسائي روز تولدم يادت موند ( ميدونيم كه معجزه نبود ) . تبريكت به همه جزيره هاي كشف شده و كشف نشده دنيا مي ارزيد ( راستش فكر نميكردم تلفني هم تبريك بگي ) . كلي ذوق كردم . ببين! ( میدونم بدت مياد بگم ببين ولي اينجا مجبورم بگم ) دوست دارم يك چيز رو باور كني . شايد هيچ كس تو رو به اندازه من دوست نداشت ( هر چند مطمئنم باور نمي كني . مثل خيلي چيزهاي ديگه كه باور نكردي و گفتنش هم ديگه فايده نداره . به هر حال براي آخرين بار گفتم . خیلی ساده و بدون به چالش کشوندن ) . با غصه تمومش ميكنم ( هر چند گفتي ديگه شبنامه و غمنامه ننويس ، هر چند هر چی نوشتم گفتی بوی دلتنگی میده ) فقط به خاطر اينكه ميدونم ( و تو هم بارها گفتی ) هر وقت كلاغ هاي قصه مادربزرگ به خونه هاشون رسيدن ، من و تو هم به هم مي رسيم . درسته . يعني هيچوقت ، يعني غير ممكن ، يعني هرگز ... (نمي دونم اينارو مي خوني يا نه . اگه بخوني شايد بهم بخندي . اما مهم نيست . براي من مهم اينه كه مثل هميشه حرف دلم رو گفتم . هنوزم نميترسم و هنوزم اسمش رو ميذارم شهامت و صداقت ) . ديگه حرفي نيست ... مريم حيدرزاده و يه احساساتي بي منطق
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 14:10 توسط دریـا |
|
غروب شد ، خورشيد رفت . آفتابگردان دنبال خورشيد مي گشت . ناگهان ستاره اي چشمك زد . آفتابگردان سرش را پائين انداخت . گل هرگز خيانت نمي كند . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 0:31 توسط دریـا |
|
|
سلام . سلام خونه . برگشتم . نتونستم برم . نميتونم برم . اينجا خونه مه . مگه كسي از خونه ش قهر ميكنه ؟
ميدونين چيه ؟ دلم واسه نوشتن تنگ شده بود . حس ميكردم يه گم كرده دارم . يه چيزي كم دارم . اومدم تا پيداش كنم و امروز كه تولدم بود به خودم برگشتن به خونه رو كادو دادم . ممنونم از همه شما عزيزاني كه توي اين مدت اومدين وبلاگ رو خوندين ، نظر دادين و پيام فرستادين . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 11:30 توسط دریـا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
نــدارد دفتــر دریــــا بـه جـز الفــاظ دریــائـــی
|
| پیوندهای روزانه |
|
سید علی صالحی Yazgul Persian 4 U موزيك آواي آزاد پارس پلانت استكهلم و استكهلميان احمد شاملو فروغ فرخزاد ترانه هاي ايراني آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|