![]() |
![]() |
|
| شعــر ، داسـتان ، عكـس ، خـاطــره و دلنـوشتـه های یـک دریــا |
کیستی که من این گونه به اعتماد نام خود را با تو می گویم کلید خانه ام را در دستانت می گذارم نان شادی هایم را با تو قسمت می کنم به کنارت می نشینم و بر زانوی تو این چنین آرام به خواب می روم؟ کیستی که من این گونه به جد در دیار رویاهای خویش با تو درنگ می کنم؟ احمد شاملو
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 23:30 توسط دریـا |
|
![]() بی تو دریا ز تلاطم خالی ست |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 22:0 توسط دریـا |
|
|
اگر می دانی در این جهان کسی هست که با دیدنش رنگ رخسارت تغییر می کند ، و صدای قلبت آبرویت را به تاراج می برد ، مهم نیست که او مال تو باشد ، مهم این است که فقط باشد ، زندگی کند ، لذت ببرد ، و نفس بکشد . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 21:6 توسط دریـا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
نــدارد دفتــر دریــــا بـه جـز الفــاظ دریــائـــی
|
| پیوندهای روزانه |
|
Yazgul Persian 4 U موزيك آواي آزاد پارس پلانت استكهلم و استكهلميان احمد شاملو فروغ فرخزاد ترانه هاي ايراني ايرانيان آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|