تبليغاتX
دفتـرچـه ممنـــوع
شعــر ، داسـتان ، عكـس ، خـاطــره و دلنـوشتـه های یـک دریــا
دوست داشتن 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 22:19  توسط دریـا | 

اينروزها تكنولوژي و اينترنت همه كارهارو راحت كرده .

يكي از مواردي كه مدتيه توي ايران هم باب شده ، خريدهاي اينترنتي هستش . شما چيزي رو كه ميخواين توي يه سايت مي بينين ، مبلغش رو پرداخت مي كنين و بعد همون كالا رو براتون ميارن خونه يا محل كار يا ميفرستن جائي كه آدرس ميدين . از لوازم صوتي تصويري و گوشی تلفن همراه گرفته تا گل و فيلم و كتاب و ....

راستش من زياد با اين كار موافق نيستم . يه جورائي نميتونم باهاش كنار بيام . از لوازم برقي و فيلم و چيزهاي ديگه بگذريم اما براي خريد كتاب و گل و هديه ، به هيچ عنوان سفارش اينترنتي رو مناسب نمي دونم .

من عاشق اين هستم كه برم توي گل فروشی و تك تك گلها رو خودم لمس كنم ،‌ انتخاب كنم و با دست خودم به گلفروش بدم كه برام بپيچه . گاهي هم به گلفروش ميگم كه چطور گلهارو تزئين كنه .

كتاب كه ديگه جاي خود داره . ميرم توي يه كتابفروشي و غرق دنياي كتابها ميشم . تك تك كتابهائي كه چشمم رو ميگيره يا اينكه بهم معرفي كردن برميدارم و ورق ميزنم و چند سطر ازشون رو ميخونم . حسشون ميكنم و بعد كتابي رو كه ميخوام برميدارم . روزائي كه ميخوام كتاب بخرم ، به قدري از محيط كتابفروشي انرژي ميگيرم كه شايد هيچ چيز ديگه اي نميتونه اونقدر منو سرحال بياره و روحمو سرشار از نشاط بكنه .

وقتي مي خوام به كسي هديه بدم دوست دارم خودم بگردم ، سليقه به خرج بدم ، انتخاب كنم . خودم هديه رو بدم و عكس العمل گيرنده هديه رو ببينم .

حالا خريد اينترنتي گل و كتاب و هديه چطور ميخواد حس و دنيائي رو كه من از اونها ميگيرم به من بده ؟ امكان نداره .

به اين دليلهاست كه خريد اينترنتي و آنلاين رو واسه خودم تحريم كردم .

فكر ميكنين اشتباه ميكنم ؟ اگه اينطوره بهم بگين . اما با دليل :)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 21:26  توسط دریـا | 
آهنگ بشکن از رضا صادقی يكي از آهنگهای مورد علاقه م هستش كه خیلی دوستش دارم و بیشتر وقتها گوش می دم . قشنگه . نه؟

زوركي نخند عزيزم ، مي دونم اومدي بازي

نمي خوام اين آخرين بازي زندگيم ببازي

خودتو راحت كن و فكر كن كه جبران گذشته ست

از منم ميگذره اما به دلت ، چاله نسازی

اومدي بشكني بشكن ، از من ساده چي مونده

قبل تو هركي بوده تموم تار و پود سوزونده

تو هم از يكي ديگه سوختي ، مي خواي تلافي باشه

بيا اين تو و دل و باقي احساسي كه مونده

دل ما اونقده پاره ست ‌، موندنش مرگ دوباره ست

آسمون سينه ي ما ، خيلي وقته بي ستاره ست

هميني كه باقي مونده ، واسه دلخوشي تو بشكن

تيكه تيكه هامو بردن ، آخرينشم تو بكن

نميخوام بگذره عمري ، خسته شي واسه فريبم

يقه تو نمي گيره هيچكس ، آخه من اينجا غريبم

بزن و برو عزيزم مثل هر كس كه زد و برد

طفلي اين دل كه هميشه به گناه ديگرون مرد

نفرتت رو از غريبه ، سر يك غريب خراب كن

خنده ي كوتاه من رو ، بيا گريه كن عذاب كن

مهمم نيست كه چه جرمي يا گناهي اين سزاشه

باقيه دلم يك مشت خاك ، همينم مي خوام نباشه

عقده هاي يك شكستو ، خالي كن سر دل من

ديگه متروك مونده و سرد ، خاك پير ساحل من

از نگاهات خوب مي فهمم كه تو فكرت يك فريبه

بازي بسه پاشو بشكن ، من غريب و تو غريبه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 22:28  توسط دریـا | 

يه آفلاين قشنگ :

ديشب خواستم واسه دل خودم فال بگيرم ،

وقتي فالنامه رو باز كردم ،‌ چشمم به شعري افتاد كه هيچ ربطي به دل من نداشت ،

تازه فهميدم كه دلم مال خودم نيست !!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 21:19  توسط دریـا |